روزی از روزها
شبی از شبها
خواهم افتاد و خواهم مرد
اما می خواهم هرچه بیشتر بروم
تا هرچه دورتر بیفتم
تا هرچه دیرتر بیفتم
هرچه دیرتر و دورتر بمیرم
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه
پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم
افتاده باشم و جان داده باشم
همین.
|
+| نوشته شده توسط
mahdi در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387
|